ابراهيم عاملي ( موثق )

406

تفسير عاملي ( فارسي )

سنگ و سايه افكندن كوه طور كه از زمين كنده شده و بر بالا سر بنى اسرائيل متوقّف شده جملگى از يك گونه مطالب هستند ، و دليل نقلى بر درستى معراج اخبارى است صحيح و مشهور . و آيت قرآن است كه « أَسْرى بِعَبْدِه » گفته شده است و كلمه ى عبد مجموع روح و جسد است نه روح تنها . حسينى : اكثر علما برآنند كه معراج سال دوازدهم بعثت بوده و در ماه آن اختلاف است كه ربيع الاوّل يا رمضان يا شوّال يا ربيع الآخر بوده است و مشهورتر شب بيست و هفتم رجب است ، و از مكّه تا بيت المقدس بنصّ قرآن است و منكر آن كافر است و بالا رفتن به آسمان و مقامات قرب حقّ باحاديث مشهور صحيح قريب بتواتر ثابت است و هر كه منكر شود ضالّ است و مبتدع . شاهد معراج نبى وافر است هر كه مقرّ نيست ، بدين كافر است دست گه سلطنت اين وصال نيست به پا مردى خيل و خيال عقل چه داند چه مقام است اين ؟ عشق شناسد كه چه دام است اين و هر كس مدّعى شود كه سنگينى و ثقل بدن پيغمبر ( ص ) مانع بالا رفتن او بآسمانها بوده است مرد بدعت است و منكر قدرت . آنكه سرشت تنش از جان بود سير و عروجش بتن آسان بود و در آن شب جبرئيل با يك دسته ملك آن حضرت را از خانه ى امّ هانى به مسجد الحرام برد و در آنجا سينه اش را شكافتند و شستند و بر براق سوار كردند و باندك فرصت ببيت المقدس رساندند . شبى رخ تافته زين دير فانى بخلوت در سراى امّ هانى رسيدش جبرئيل از بيت معمور براق برق سير آورد از نور قوى پشت و گران سير و سبك خيز براندن دور بين وقت شدن تيز شبى بر نشست از فلك برگذشت بتمكين و جا از ملك در گذشت چنان گرم در تيه قربت براند كه در سدره جبريل از او باز ماند